پناهگاه عاشق تنها
چه شبی است امشب
دلم آشوب است...
مینشینم تنها دراین
پناهگاه تنهایی خویش
دستانم را رو به آسمان
بلند میکنم و از خدا میخواهم
صبرم دهد.....
من ماندم و تنهایی و
تنهایی و
تنهایی.....
(س.م)
سلام
ببخشید چندوقتی نبودم مهمون بودم
جاتون خالی بد نبود اما صابخونه
انداختم بیرون خب حق داشت
با کمال پرویی رفته بودم کلبش
بدون دعوت.......
خلوت و تنهایش رو بهم زذه بودم
براش از خدا سلامتی
رسیدن به آرزوهش رو
خواستارم
شما هم براش دعا کنید به هرچی
میخواد برسه....
(س.م)
ازم پرسیدند:
مبع نوشته هایت
کجاست؟...
گفتم زیاد دور نیست...
کمی آن طرفتره بغضهایم...
من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید
قفسم برده به باغی و دلم شاد کنید
دوست دارم در سکوت مطلق شب
با آغوش مردانه ام تن گرم زنانه ات را
آرام در بر گیرم با دستانم دستان کوچکت
را بگیرم لبانم را روی لبانت بگذارم و
آرام آرام...
تا که از جانب معشوق نباشد کششی
کوشش عاشق بیچاره بجایی نرسد...
نرسد...
نرسد...
(سعید.م)
سالی در راه است
سالی پر برکت
سالی که اگر خواهی
نیست در آن حسرت
برف ها آب شدند
غصه ها از ما دور
یک دل خوش دارم
که شده سنگ صبور
تو در این خانه تکانی بتکان
هر چه از درد حکایت میکرد
بگذار پاک شوی از غم ها
خالی شوی از دوده ی درد
(سعید.م)
باسلام به هم وطنان ودوستان گلم که هرازگاهی به کلبه ی تنهایی من سر میزنن
عیدوسال نو همه شما مبارک امیدوارم سال خوبی داشته باشید
راستش روز عید رفتم انتالیای ترکیه جاتون خالی خیلی حالو هوام عوض شد
خیلی حال داد امیدوارم قسمت بشه همتون برید...
(باتشکر سعید)
Power By:
LoxBlog.Com |